34>نخاعی شدن و فصل تابستان1392قسمت اول - جدال نخاع با مردی از دیار توس
X
تبلیغات
رایتل

34>نخاعی شدن و فصل تابستان1392قسمت اول



سلام دوستان و خوانندگان گرامی، قبل از هر چیز باید بخاطر چشم انتظار کشیدن برای خواندن پست جدید از شما سروران عزیز عذر خواهی کنم، از آمار بالای بازدید کنندگان میشود به این نتیجه رسید که علاقه مندان ارادت خاصی دارند. هرچند که دلیل سهل انگاری قطع بودن تلفن و متعاقب آن وصل نشدن اینترنت بنده بوده است. لذا چند روزی از روی اجبار دوری شما دوستان را تحمل کردم. به هر حال در خدمت شما هستم با رسیدن فصل گرم تابستان و گذشت چهار سال و هشت ماه نخاعی بودن. روزها، ماهها، و سالها مثل برق و باد میگذرد، اما پیشرفت و بهبودی حاصل از زحمات روزانه به نسبت گذر زمان بقدری ناچیز و غیر قابل دیدن است، که قطره های اشک نا امیدانه از گوشه چشمهای سو کشیده ام جاری میشود.....اشک......اشک...اشک..اشک.جویباری از غم، نمیخواهم مانع گریه ام بشوم چون تنهایم، کسی نیست اشکهایم را پاک کند.......کسی نیست صدای شکستن قلبم را بشنود، میتونم فریاد بزنم، فریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد، خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا، بعضی وقتها که مادرم نباشه گریه میکنم، غمهای انباشته دلم رو خالی میکنم. هر کسی که نخاعی باشه یا مشابه این بیماری داشته باشه امکان نداره این احساس منو تجربه نکرده باشه، با همه این حرفها وقتی به گذشته نه چندان دور فکر میکنم، باز هم خدا رو شکر میکنم و سپاسگذارم. چند روز قبل خبری از تلویزیون بی بی سکینه شنیدم، که باعث شد امیدواریم به علم و تکنولژی بیشتر شود. در کشور ژاپن دانشمندان طب پزشکی با استفاده از تکنولژی کشت سلولهای بنیادی موفق شدند کبد انسان بسازند، اگر به تولید انبوه برسد دیگر نیازی نیست بیماران در انتظار اهدا عضو بمانند....همچنین از این روش در آمریکا برای درمان ایدز به موفقییتهایی دست یافته اند.....با اینکه این خبر هیچ ربطی به بیماران نخاعی ندارد ولی میشود استنباط کرد که دنیا بیکار ننشسته و هر روز امکان دارد برای درمان آسیبهای نخاعی هم پیشرفتهایی حاصل شود به امید آن روز....! به نظر من دولت آینده باید برای درمان این بیماری بودجه ای و همچنین کارگروهی را در نظر بگیرد همچنانکه برای انرژی هسته ای و مزایای آن هزینه گزافی از بیت المال صرف ایاب ذهاب مهندسین روسی میشود تا نیروگاه اتمی بوشهر سرپابماند...انرژی هسته ای خیلی خوبه و برای تهیه دارو هم مورد استفاده قرار میگیرد. لکن از دولت تدبیر و امید انتظار داریم به داد دل ما بیماران نخاعی برسد. و اینکه تابحال کسی حرفی نزده و شکایتی نداشته بخاطر این است که بیماران نخاعی خیلی مظلوم هستند چون نه پایی واسه رفتن به جایی دارند و نه دستی واسه مشت کردن و فریاد کشیدن. در عوض بجای کنترل عوامل منجر به نخاعی شدن،  که اکثرا با تصادفات جاده ای صورت میگیره، با تولید انبوه خودروهای داخلی و موتور سیکلتهای نامرغوب که از استانداردهای جهانی بدور میباشد، به ادامه و ازدیاد این بیماران کمک میکند، که  هم برای بیماران هزینه های بالایی دارد و هم برای کشور مشکل اقتصادی ایجاد میکند.......در این میان عده ای سودجو از فرصت استفاده کرده و مثل زالو باقیمانده خون و رمق بیماران را ناجوانمردانه میمکند....دکتری در مشهد اسم و آوازه اش حتی از کشورهای خلیج فارس  بیمارانی را بسوی خود کشانده....این دکتر که ادعا میکند پا درد و کمر درد و افراد فلج را درمان میکند شش ماه باید صبر کنید که نوبت ویزیت برسد...خودم یکی از این بیماران صید شده ایشان میباشم..وقتی نوبتم شد وارد مطب دکتر شدم...بدستور دکتر روی تخت دراز کشیدم و منتظر معجزه او بودم ...چهار شاخه ای را روی رگهای اعصاب پشتم و کمرم گذاشت...و گفت بلند شو بشین روی ویلچر، لپ منو گرفت و کشید و همزمان فرمود نگران نباش خوب میشوی...با خودم گفتم ای بابا تا حالا کجا بودی دکتر جون؟ کاش زودتر به دیدارت میامدم....لیستی نوشت و داد دست همراهم....در این لیست از دارو خبری نبود...رنده کردن یک سیب درختی و اضافه کردن دو قاشق عسل و یک پیاله ماست شیرین و مخلوط آنها برای صرف صبحانه هر روزم چیز بدی نبود...کار دیگر خریدن چند شیشه عرق آویشن بود که باید روزی یک ساعت کف پاها رو توی ظرف آبی که دو لیوان عرق آویشن داشت میگذاشتی....و دیگر اینکه باید روزی دوبار از پس گردن تا پاشنه پا رو با سشوار گرم کنید و با روغن زیتون ماساژ بدهید...جالب اینکه تمام این مواد را برای اکثر بیماران تجویز میکرد....بعد از چند ماه خوردن این مخلوط و معجون هیچ نشانه ای از بهتر شدن ندیدم....باز هم خدا به این دکتر خیر بدهد که با یکبار خوابیدن روی تخت، بیمار را خلاص میکند.....و به وقت بیمار اهمیت و نسبت به هزینه های بیمار منصفانه عمل میکند...دکتری در زنجان ادعای درمان به روش طب سوزنی برای بیماران نخاعی دارد....ایشان هر بیماری را پس از معاینه نمیپذیرند و برای معاینه اولیه یکصدهزار تومان و برای ادامه درمان که هر روز ادامه پیدا کند جلسه ای بیست هزار تومان دریافت میکند....بیماران نخاعی از هر کوششی برای دوباره راه رفتن دریغ نمیکنند...و اکثر بیماران محترم به امید درصدی بهبودی به آن دیار کوچ میکنند و گاهی یکسال و دوسال خود و خانواده خودش را همراه و همگام میکند تا بلکه بتواند لا اقل با کمک عصا هم که شده قدمی بردارد.....و برای این درمان هزینه های زیادی را متحمل میشوند.........من شخصا نه توانایی تامین هزینه های این روش درمان را دارم و نه کسی را دارم که بیکار باشد و منو اینجا ببرد....فقط تنها راهم و تنها امیدم قدرت بدنی خودم میباشد و کمک خدا که بتوانم دوباره روی پاهایم بایستم.....و از خدا عاجزانه تقاضا دارم در این ماه مبارک رمضان به همه بیماران صبر و امیدواری بدهد تا همه با هر روشی که برایشان مقدور میباشد به سلامتی و آرزوی خودشان برسند.....در این روزها که هوا خیلی گرم است تا غروب آفتاب در اطاقم نشسته و به فکر فرو میروم . و نتیجه این افکار اهداف بزرگی هست که در سر دارم .....اولین و بزرگترین آن دوباره راه رفتن میباشد..دومین هدفم رسیدن به عشقم و آغاز یک زندگی دوباره است...سومین هدفم ساختن یک مجموعه مسکونی و مناسب سازی شده برای افراد و خانواده معلولین میباشد که از شهرهای دور برای زیارت امام هشتم (ع) به مشهد مقدس تشریف می اورند. زمینی یک هکتاری با سوئیت های کامل ومجزا محوطه بزرگ و پر از گل و درخت و چمن. که بطور رایگان به معلولین اختصاص یابد.....چهارمین آرزوم ورزش و تمرین رفتن و در نهایت مدال آوردن در پاراالمپیک میباشد........همه این هدفها و آرزوها بستگی به آینده و رفع موانع کوچکتر دارد که برای حل آنها تلاش خواهم کرد............از شما دوستان هم تقاضا دارم برای رسیدن به اهداف و آرزوهایم دعا کنید.....متشکرم تا قسمتی دیگر خدانگهدارتون